|
عملیات سایبری زندگی زیباست اما شهادت زیباتر مطالب اخير آرشيو وبلاگ نويسندگان آمار وبلاگ
فضائل و مناقب حضرت زینب علیهاالسلام![]() 1- زینت پدر2- علم الهى3- عبادت و بندگى4- عفت و پاكدامنى5- ولایت مدارى6- روحیه بخشى7- صبر8- ایثار9- شجاعت و شهامت10- فصاحت و بلاغتزینب علیهاالسلام دختر على و زهرا علیهماالسلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج سالگى مادر خود را از دست داد و ازهمان دوران طفولیت با مصیبت آشنا گردید. در دوران عمر با بركت خویش، مشكلات و رنجهاى زیادى را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخى چون اسارت و... را تحمل كرد. این سختىها از او فردى صبور و بردبار ساخته بود. (1) او را ام كلثوم كبرى، و صدیقه صغرى مىنامیدند. از القاب آن حضرت، محدثه، عالمه و فهیمه بود. او زنى عابده، زاهده، عارفه، خطیبه و عفیفه بود. نسب نبوى، تربیت علوى، و لطف خداوندى از او فردى با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، طورى كه او را «عقیله بنى هاشم» مىگفتند. با پسرعموى خود«عبدالله بن جعفر» ازدواج كرد و ثمره این ازدواج فرزندانى بود كه دو تن از آنها (محمد و عون) در كربلا، در ركاب ابا عبدالله الحسین علیه السلام شربت شهادت نوشیدند. (2) آن بانوى بزرگوار سرانجام در پانزدهم رجب سال 62 هجرت، با كوله بارى از اندوه و غم و محنت و رنج دار فانى را وداع گفت. در این مقاله برآنیم كه گوشه هایى از مناقب و فضائل آن حضرت را بررسى و بیان نماییم. 1- زینت پدرمعمولا پدر و مادر نام فرزند را انتخاب مىكنند، ولى در جریان ولادت حضرت زینب علیهاالسلام والدین او این كار را به پیامبراسلام جد بزرگوار آن بانو، واگذار نمودند. پیامبر صلى الله علیه وآله كه در سفر بود، بعد از بازگشت از سفر، به محض شنیدن خبر تولد، سراسیمه به خانه على علیه السلام رفت، نوزاد را در بغل گرفت و بوسید، آن گاه نام زینب (زین + اب) را كه به معناى «زینت پدر» است براى این دختر انتخاب نمود. (3)2- علم الهىمهمترین امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات - حتى ملائكه - دانش و بینش اوست. « وعلم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة فقال انبئونى باسماء هؤلاء ان كنتم صادقین. قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العلیم الحكیم.»(4) ؛« سپس علم اسماء[علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات] را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مىگویید، اسامى اینها را به من خبر دهید. عرض كردند: تو منزهى. ما چیزى جز آن چه به ما تعلیم دادهاى نمىدانیم؛ تو دانا و حكیمى.»و برترین علمها، علمى است كه مستقیما از ذات الهى به شخصى افاضه شود، یعنى داراى علم «لدنى» باشد. خداوند متعال در مورد حضرت خضرعلیه السلام مىفرماید:« وعلمناه من لدنا علما.» (5) ؛«علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بودیم.» زینب علیهاالسلام به شهادت امام سجاد علیه السلام داراى چنین علمى است، آن جا كه به عمهاش خطاب كرد و فرمود:« انت عالمة غیر معلمة وفهمة غیر مفهمة (6)؛ تو بی آنکه آموزگاری داشته باشی؛ عالم و دانشمند هستی.» 3- عبادت و بندگىزینب علیهاالسلام به خوبى از قرآن آموخته بود، كه هدف از آفرینش و خلقت انسان رسیدن به قله كمال بندگى است. «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» (7) ؛ «من جن و انس را نیافریدم جز براى این كه عبادت كنند.»او عبادتها و نماز شبهاى پدر و مادر را از نزدیك دیده بود. او در كربلا شاهد بود كه برادرش امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به عباس فرمود:«ارجع الیهم واستمهلهم هذه المشیة الى غد لقد نصلى لربنا اللیلة وندعوه و نستغفره فهو یعلم انى احب الصلوة له وتلاوة كتابه وكثرة الدعاء والاستغفار (8) ؛ به سوى آنان باز گرد و این شب را تا فردا مهلت بگیر تا بتوانیم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پیشگاه خدایمان مشغول شویم. خدا خود مىداند كه من نماز، قرائت قرآن، زیاد دعا كردن و استغفار را دوست دارم .» در این جملات صحبت از اداى تكلیف نیست، بلكه سخن از عشق به عبادت و نماز است.
حضرت زینب علیهاالسلام نیز ازعاشقان عبادت و شب زنده داران عاشق بود، و هیچ مصیبتى او را از عبادت باز نداشت. امام سجاد علیه السلام فرمود:«ان عمتى زینب كانت تؤدى صلواتها، من قیام الفرائض والنوافل عند مسیرنا من الكوفة الى الشام وفى بعض منازل كانت تصلى من جلوس لشدة الجوع والضعف (9)؛ عمهام زینب در مسیر كوفه تا شام همه نمازهاى واجب و مستحب را اقامه مىنمود و در بعضى منازل از شدت گرسنگى و ضعف، نشسته نماز می گزارد.» امام حسین علیه السلام كه خود معصوم و واسطه فیض الهى است هنگام وداع به خواهر عابدهاش مىفرماید:« یا اختاه لا تنسینى فى نافلة اللیل (10)؛ خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مكن!» این نشان از آن دارد كه این خواهر، به قله رفیع بندگى و پرستش راه یافته و به حكمت و هدف آفرینش دست یازیده است. ![]() 4- عفت و پاكدامنىعفت و پاكدامنى، برازنده ترین زینت زنان، و گران قیمت ترین گوهر براى آنان است. زینب علیهاالسلام درس عفت را به خوبى در مكتب پدر آموخت، آن جا كه فرمود:«ما المجاهد الشهید فى سبیل الله باعظم اجراً ممن قدر فعف یكاد العفیف ان یكون ملكا من الملائكة(11)؛ مجاهد شهید در راه خدا، اجرش بیشتر از كسى نیست كه قدرت دارد اما عفت مىورزد،- یعنی قدرت انجام گناه را دارد ولی از آن دوری می کند- نزدیك است كه انسان عفیف فرشتهاى از فرشتگان باشد.»زینب كبرى عفت خویش را حتى در سخت ترین شرایط به نمایش گذاشت. او در دوران اسارت و در حركت از كربلا تا شام سخت بر عفت خویش پاى مىفشرد. مورخین نوشتهاند: « وهى تستر وجهها بكفها، لان قناعها قد اخذ منها (12)؛ او صورت خود را با دستش مىپوشاند چون روسریش از او گرفته شده بود.» شاعر عرب به همین قضیه اشاره كرده و مىگوید: ورثت زینب من امها كل الذى جرى علیها وصار زادت ابنة على امها تهدى من دارها الى شر دار تستر بالیمنى وجهها فان اعوزها الستر تمد الیسار «زینب تمامى آن چه را بر مادر گذشت به ارث برد، منتهى دختر سهم اضافهاى برداشت كه از خانهاش به بد ترین خانه حركت كرد (به اسارت رفت). صورت را[در اسارت] با دست راست مىپوشاند و اگر نیاز می شد،از دست چپ هم بهره مىبرد. » و آن بانوى بزرگوار بود كه براى پاسدارى از مرزهاى حیا و عفاف بر سر یزید فریاد مىآورد كه « ا من العدل یا ابن الطلقاء تحذیرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبایا؟ قد هتكت ستورهن و ابدیت وجوههن (13)؛ اى پسر آزاد شدههاى[جدمان پیامبراسلام] آیا این از عدالت است كه زنان و كنیزكان خویش را پشت پرده نشانى، و دختران رسول خدا صلى الله علیه وآله را به صورت اسیر به این سو و آن سو بكشانى؟ نقاب آنان را دریدى و صورتهاى آنان را آشكار ساختى.» 5- ولایت مدارىقرآن بدون هیچ قید و شرطى در كنار اطاعت مطلق از خداوند، دستور به اطاعت از پیامبر صلى الله علیه وآله و صاحبان امر، یعنى، ائمه اطهارعلیهم السلام مىدهد.« اطیعواالله واطیعواالرسول واولى الامرمنكم» (14)؛ «از خداوند و رسول و اولی الامر اطاعت كنید.»زینب علیهاالسلام كه حضور هفت معصوم (15) را درك كرده، در تمامى ابعاد ولایت مدارى (معرفت امام، تسلیم بى چون و چرا بودن، معرفى و شناساندن ولایت، فداكارى در راه آن و) ... سر آمد است. او با چشمان خود مشاهده كرده بود كه چگونه مادرش خود را سپر بلاى امام خویش قرار داد و خطاب به ولى خود گفت:« روحى لروحك الفداء ونفسى لنفسك الوقاء (16)؛[اى ابالحسن] روحم فداى روح تو و جانم سپر بلاى جان تو باد.» و سرانجام جان خویش را در راه حمایت از على علیه السلام فدا نمود و شهیده راه ولایت گردید. زینب علیهاالسلام به خوبى درس ولایت مدارى را از مادر فرا گرفت و آن را به زیبایى در كربلا به عرصه ظهور رساند. از یك سو در جهت معرفى و شناساندن ولایت، از طریق نفى اتهامات و یادآورى حقوق فراموش شده اهل بیت تلاش كرد. از جمله در خطبه شهر كوفه فرمود:« وانى ترحضون قتل سلیل خاتم النبوة ومعدن الرسالة وسید شباب اهل الجنة (17)؛ لكه ننگ كشتن فرزند آخرین پیامبر و سرچشمه رسالت و آقاى جوانان بهشت را چگونه خواهید شست؟» و همچنین در مجلس ابن زیاد (18)، شهر شام، و مجلس یزید، ولایت و امامت را به خوبى معرفى نمود. از سوى دیگر سر تا پا تسلیم امامت بود؛ چه در دوران امام حسین علیه السلام و چه در دوران امام سجاد علیه السلام حتى در لحظهاى كه خیمه گاه را آتش زدند، یعنى در آغاز امامت امام سجاد علیه السلام نزد آن حضرت آمد و عرض كرد: اى یادگار گذشتگان ... خیمهها را آتش زدند ما چه كنیم؟ فرمود:«علیكن بالفرار؛ فرار كنید.» (19) از این مهمتر در چند مورد، زینب علیهاالسلام از جان امام سجاد علیه السلام دفاع كرد و تا پاى جان از او حمایت نمود. الف- در روز عاشورا؛ هنگامى كه امام حسین علیه السلام براى اتمام حجت، درخواست یارى نمود، فرزند بیمارش امام زین العابدین علیه السلام روانه میدان شد. زینب با سرعت حركت كرد تا او را از رفتن به میدان نبرد باز دارد، امام حسین علیه السلام به خواهرش فرمود: او را باز گردان، اگر او كشته شود نسل پیامبر در روى زمین قطع مىگردد. (20) ب- بعد از عاشورا در لحظه هجوم دشمنان به خیمهها شمر تصمیم گرفت امام سجاد علیه السلام را به شهادت برساند، ولى زینب علیهاالسلام فریاد زد: تا من زنده هستم نمىگذارم جان زین العابدین در خطر افتد. اگر مىخواهید او را بكشید، اول مرا بكشید، دشمن با دیدن این وضع، از قتل امام علیه السلام صرف نظر كرد. (21) ج- زمانى كه ابن زیاد فرمان قتل امام سجاد علیه السلام را صادر كرد، زینب علیهاالسلام آن حضرت را در آغوش كشید و با خشم فریاد زد: اى پسر زیاد! خون ریزى بس است. دست از كشتن خاندان ما بردار. و ادامه داد:« والله لا افارقه فان قتلته فاقتلنى معه؛ به خدا قسم هرگز او را رها نخواهم كرد؛ اگر مىخواهى او را بكشى مرا نیز با او بكش.» ابن زیاد به زینب نگریست و گفت: شگفتا از این پیوند خویشاوندى، كه دوست دارد من او را با على بن الحسین بكشم. او را واگذارید. ![]() البته ابن زیاد كوچكتر از آن است كه بفهمد این حمایت فقط به خاطر خویشاوندى نیست، بلكه به خاطر دفاع از ولایت و امامت است. اگر فقط مساله فامیلى و خویشاوندى بود، باید زینب علیهاالسلام جان فرزندان خویش را حفظ و آنها را به میدان جنگ اعزام نمىكرد.
6- روحیه بخشىدر مسافرتها و نیز در حوادث تلخ، آن چه بیش از هر چیز براى انسان لازم است، روحیه و دلگرمى است. اگر انسان براى انجام كارهاى مهم و حساس روحیه نداشته باشد، آن كار با موفقیت انجام نشده و به نتیجه نخواهد رسید و چه بسا با شكست نیز مواجه شود. یكى از بارزترین اوصاف زینب علیهاالسلام روحیه بخشى اوست. او بعد از شهادت مادر، روحیه بخش پدر و برادران بود، در شهادت برادرش امام حسن علیه السلام نقش مهمى را براى تسلاى بازماندگان ایفا كرد. پس از شهادت امام حسین علیه السلام و در طول دوران اسارت، این صفت نیكوى زینب بیشتر ظهور كرد. او پیوسته یاور غمدیدگان و پناه اسیران بود، از گودى قتلگاه تا كوچههاى تنگ و تاریك كوفه، از مجلس ابن زیاد تا ستمكده یزید، در همه جا فرشته نجات اسرا بود.
او حتى تسلى بخش دل امام سجاد علیه السلام بود، آن جا كه مىگفت:«لا یجزعنك ما ترى، فوالله ان ذلك لعهد من رسول الله الى جدك وابیك وعمك (22)؛ [اى پسر برادر!] آن چه مىبینى (شهادت پدر) تو را بى تاب نسازد. به خدا سوگند! این عهد رسول خدا با جد، پدر و عمویت است.» 7- صبریكى از بارزترین اوصاف انسانهاى كامل، صبر و بردبارى در فراز و نشیبهاى روزگار و تلخىهاى دوران است. قرآن كریم در آیات متعددى به صابران بشارت داده (23) و پاداشهاى فراوان آنها را یادآورى نموده است. زینب علیهاالسلام از این جهت در اوج كمال قرار دارد. در زیارتنامه آن حضرت مىخوانیم:« لقد عجبت من صبرك ملائكة السماء؛ ملائكه آسمان از صبر تو به شگفت آمدند.» مخصوصا در ماجراى كربلا آن چنان صبر و رضا و تسلیم از خود نشان داد، كه صبر از روى او خجل است.
در مجلس ابن زیاد؛ آن گاه كه آن ملعون با نیش زبانش نمك به زخم زینب مىپاشد و براى آزردن او مىگوید:«كیف رایت صنع الله باخیك واهل بیتك(24)؛ كار خدا را با برادر و خانوادهات چگونه یافتى؟» او در واقع با تعریض مىخواهد بگوید كه دیدى خدا چه بلایى به سرتان آورد؟ زینب علیهاالسلام در پاسخ درنگ نمىكند، با آرامشى كه از صبر و رضاى قلبى او حكایت داشت فرمود:« ما رایت الا جمیلا(25) جز زیبایى ندیدم.» ابن زیاد از پاسخ یك زن اسیر در شگفت مىماند، و ا ز این همه صبر و استقامت و تسلیم او در مقابل مصیبتها متعجب مىشود و قدرت محاجه را از دست مىدهد.
8- ایثاریكى دیگر از صفات حسنه انسانهاى برتر، مقدم داشتن دیگران بر خود است. امام على علیه السلام فرمود:«الایثار اعلى الایمان(26)؛ ایثار، بالاترین درجه ایمان است.» و فرمود:«الایثار اعلى الاحسان(27)؛ ایثار برترین احسان است.»زینب مجلله دراین صفت نیز گوى سبقت را از دیگران ربوده است. او براى حفظ جان دیگران، خطر را به جان مىخرد و در تمام صحنهها، دیگران را بر خود مقدم مىدارد. او در ماجراى كربلا حتى از سهمیه آب خویش استفاده نمىكرد و آن را نیز به كودكان مىداد. در بین راه كوفه و شام، با این كه خود گرسنه و تشنه بود، ایثار را به بند كشیده و آن را شرمنده ساخت. امام زین العابدین علیه السلام مىفرماید:«انها كانت تقسم ما یصیبها من الطعام على الاطفال لان القوم كانوا یدفعون لكل واحد منا رغیفاً من الخبز فى الیوم واللیلة (28)؛ عمهام زینب[در مدت اسارت]، غذایى را كه به عنوان سهمیه و جیره مىدادند، بین بچهها تقسیم مىكرد، چون در هر شبانه روز به هر یك از ما یك قرص نان مىدادند.» او سختىها و تازیانهها را به جان خود مىخرید و نمىگذاشت بر بازوى كودكان اصابت كند.
9- شجاعت و شهامتاز صفات بارز پروا پیشگان این است كه خدا در نظر آنان بزرگ و غیر او در نظرشان كوچك، حقیر و فاقد اثر مىباشد. امام على علیه السلام مىفرماید:«عظم الخالق فى انفسهم فصغر ما دونه فى اعینهم (29)؛ خالق در جان آنان بزرگ است، پس غیر او در چشمشان كوچك مىباشد.»سّر شجاعت اولیاى الهى نیز در همین است. زینب كه خود چنین دیدى دارد، و در خانواده شجاع تربیت شده است، از شجاعت حیدرى بهره مند است. او به« لبوة الهاشمیة (30)؛ شیر زن هاشمى» لقب گرفته است و چون مردان بر سر دشمن فریاد مىزند، توبیخشان مىكند، تحقیرشان مىكند، و از كسى هراسى به دل ندارد. او از برق شمشیر خون چكان آدمكشان واهمه ندارد، در آن روز فراموش نشدنى، در میان آن همه شمشیر و آن همه كشته فریاد مىزند كه آیا در میان شما یك مسلمان نیست؟ در مجلس ابن زیاد، بدون توجه به قدرت ظاهرى او گوشهاى مىنشیند و با بى اعتنایى به سؤالات او تحقیرش مىكند، او را «فاسق» و«فاجر» معرفى مىكند و مىگوید:«الحمدلله الذى اكرمنا بنبیه محمد صلى الله علیه وآله وطهرنا من الرجس تطهیراً وانما یفتضح الفاسق ویكذب الفاجر وهو غیرنا (31)؛ سپاس خداى را كه ما را با نبوت حضرت محمد صلى الله علیه وآله گرامى داشت، و از پلیدىها پاك نمود. همانا فقط فاسق رسوا مىشود، و بدكار دروغ مىگوید، و او غیر ما مىباشد.» و همچنین در مقابل یزید و دهن كجىها و بد زبانىهاى او، شجاعت حیدرى را به نمایش گذارده، چنین مىگوید: «لئن جرت على الدواهى مخاطبتك انى لاستصغر قدرك واستعظم تقریعك واستكبر توبیخك (32)؛ اگر فشارهاى روزگار مرا به سخن گفتن با تو واداشته[بدان كه] قدر و ارزش تو در نزد من ناچیز است، ولیکن سرزنش تو را بزرگ شمرده و توبیخ كردن تو را بزرگ مىدانم.»
![]() 10- فصاحت و بلاغتهر خطیبى بخواهد فصیح و بلیغ سخن بگوید، علاوه بر استعداد ذاتى، باید بارها تمرین عملى انجام دهد، همچنین در حین خطابه لازم است از نظر روانى و جسمانى كاملا آماده باشد تا بتواند خطبهاى فصیح و بلیغ ادا كند. و مستمعین باید با او هماهنگ باشند والا یاراى سخن گفتن نخواهد داشت تا چه رسد به این كه فصیح و بلیغ بگوید.زینب بدون آن كه دوره دیده و یا تمرین خطابه كرده باشد و در حال تشنگى، گرسنگى، خستگى اسارت، و از نظر روانى داغ دار، آواره و تحقیر شده با كسانى سخن مىگوید كه نه تنها با او هماهنگ نیستند بلكه حتى سنگ و خاكروبه بر سر او ریختهاند، با این حال صداى زینب بلند مىشود كه:«اى مردم كوفه! اى نیرنگ بازان و بى وفایان . . .» سخنان زینب علیهاالسلام چنان بود كه وجدان خفته مردم را بیدار كرد و صداى گریه از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال بلند شد. خزیم اسدى مىگوید: متوجه زینب شدم، به خدا سوگند زنى را كه سر تا پا شرم و حیا باشد، سخنران تر از او ندیدم، گویى زینب از زبان على علیه السلام سخن مىگفت. و همو مىگوید: پیر مردى را در كنار خود دیدم كه بر اثر گریه محاسنش غرق اشك شده بود و مىگفت: پدر و مادرم فداى شما باد، پیرمردان شما بهترین پیرمردها، جوانان شما برترین جوانها و زنان شما نیكوترین زنان هستند. نسل شما بهترین نسلى است كه نه خوار مىگردد و نه شكست مىپذیرد. (33) پىنوشتها:1- شیخ ذبیح الله محلاتى، ریاحین الشریعة، (تهران، دارالكتب الاسلامیة) ج3، ص46.2- همان، ج3، ص210. 3- همان، ج3، ص39. 4- بقره/31- 32. 5- كهف/65. 6- شیخ عباس قمى، منتهى الآمال،(تهران، علمیه اسلامیه، چاپ قدیم،1331 ه . ش) ج1، ص298. 7- ذاریات/56. 8- محمد بن جریرطبرى، تاریخ طبرى، ج6، ص238. 9- ریاحین الشریعه، ج3، ص62. 10- همان، ص 61- 62. 11- نهج البلاغه، فیض الاسلام، حكمت 466. 12- جزائرى، الخصائص الزینبیه، ص345. 13- محمد باقر مجلسى، بحارالانوار،(بیروت، داراحیاء التراث العربى)، ج45، ص134. 14- نساء/59. 15- پیامبراكرم صلى الله علیه و آله، على علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام و امام باقر علیه السلام . 16- الكوكب الدرى، ج1، ص196. 17- بحارالانوار، ج45، صص110- 111. 18- همان، ج45، ص133. 19- همان، ج45، ص58، ومعالى السبطین، ج2، ص88 . 20- بحارالانوار، ج45، ص46. 21- همان، ج45، ص61 . 22- همان، ج45، ص179. 23- مثل بقره/155 و . . . 24- بحارالانوار، ج45، صص115- 116. 25- همان، ص116. 26- میزان الحكمة، ج1، ص4. 27- همان. 28- ریاحین الشریعة، ج3، ص62. 29- نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 182. 30- زیارت نامه حضرت زینب علیهاالسلام . 31- بحارالانوار، ج45، صص154- 115. 32- همان، ص134. 33- همان، ج45، صص 108 و110 . منبع : سایت تبیان ادامه مطلب وبلاگ نويس وهابي: همه عربستانيها به بهشت ميروند! البته
متأسفانه برخي از ما به ويژه چهرههاي سرشناس، در مسائل ديني مقداري بيش
از حد افراط گرا هستيم، به طوري كه در بسياري از اوقات همين افراط
گراييها موجب دوري جوانانمان از تعاليم و مسائل ديني شده است.
به گزارش شيعه آنلاين،
«سعود عايد رويلی» وبلاگ نويس عربستاني به نقل از يك عالم وهابي كه داراي
انديشههاي افراطي و وهابي است، طي مقالهاي كه توسط پايگاه خبري ايلاف
منتشر شد، ادعا كرد: مردم عربستان سعودي تنها ملت مسلمان از بين يك
ميليارد و دويست ميليون مسلمان در سراسر جهان هستند كه به طور كامل و بدون
استثناء و چه بخواهند چه نخواهند به بهشت برده ميشوند، حتي اگر هم شده با
قل و زنجير!اين وبلاگ نويس وهابي در ادامه نوشت: اين حرف را ميزنم در حالي كه ميدانم سخن خداوند متعال در قرآن كريم، مخالف اين حرف است. خداوند در آيه 56 از سوره مباركه "القصص" خطاب به رسول الله (صلی الله علیه و اله و سلم) ميفرمايد: "إنك لا تهدي من أحببت ولكن الله يهدي من يشاء وهو أعلم بالمهتدين" ترجمه: تو هر آنكه دوست داري را هدايت نخواهي كرد بلكه خداوند هر كسي كه دوست داشته باشد را هدايت ميكند زيرا او به هدايت شدگان آگاه تر است. «سعود عايد رويلی» در ادامه اين مطلب ميافزايد: البته متأسفانه برخي از ما به ويژه چهرههاي سرشناس، در مسائل ديني مقداري بيش از حد افراط گرا هستيم، به طوري كه در بسياري از اوقات همين افراط گراييها موجب دوري جوانانمان از تعاليم و مسائل ديني شده است و اين جوانان را نسبت به تطبيق تعاليم ديني در زندگي روزمره خود بي ميل كرده است. براي مثال اين جوانان به هيچ وجه در نماز جمعه يا سخنرانيهاي ديني شركت نميكنند مگر با تهديد يا وعد و وعيد. همت مضاعف در اطلاع رسانی
ادامه مطلب افزايش جمعيت وهابيت در ايران در
اين زمينه حدودا ۶۰ فتوا از علماي وهابي در كتاب مجموع فتاوي دارللجنه
علماي مكه و مدينه در مورد مشرك بودن شيعه و لزوم قتل شيعيان صادر شده
است. نكته ديگري نيز ميتواند مسئله را تبيين كند.
به گزارش شيعه آنلاين،
بررسيهاي انجام شده و برخي آمار موجود حاكي از رشد و افزايش تعجب برانگيز
تعداد پيروان فرقه ضاله وهابيت در شهرهاي مختلف جمهوري اسلامي ايران دارد.
در همين راستا دكتر «علوي» استاد دانشگاه مشهد نيز در تماس با پایگاه حفا
آماری تأسف انگیز از افزايش بيسابقه جمعیت فرقه ضاله شیعه ستیز خبر داد.پس از درج شدن اخباري مبني بر انتقاد برخي مسئولان از افزايش جمعيت كشور، اين استاد دانشگاه مشهد در این تماس با ارائه آماری از رشد جمعیت وهابی و مقایسه آن با شیعیان گفت: پس از تبليغ كاهش جمعيت توسط دولت وقت، عالمان سني تبليغ افزايش جمعيت براي رسيدن به اكثريت را شعار خود قرار دادند و تا امروز نتايج زيادي به دست آورده اند: ۱- امروزه به صورت رسمي و غيررسمي تبليغ ميكنند كه حداقل دو زن و بيست بچه داشته باشيد. خودشان در سخنرانيها تصريح ميكنند كه با اين كار ميخواهند به مرحلهاي برسند كه ايران به كشوري سني مذهب تبديل شود. اگر فقط يك بار به سيستان و بلوچستان مراجعه فرماييد خواهيد ديد كه تبليغ چهار زن گرفتن و تكثير نسل چقدر بين اهل تسنن مشهور و مورد عمل است. ۲- نرخ رشد جمعيت در برخي مناطق سني كه اطلاع دارم 7% است اما در مناطق شيعي بين 1% تا 3/1% است. در برخي روستاهاي مختلط نشين (شيعه و سني نشين) وضع فاجعه بارتر است. مثلا روستايي را سراغ داريم كه در گذشته 65% آن را شيعيان و 35% را سنيها تشكيل ميدادند اما امروزه 86% را سنيها تشكيل ميدهند. ۳- مهاجرت اهل سنت سرريز شده از شهرهاي خود به شهرهاي شيعه نشين براي تغيير بافت جمعيتي نيز انكار ناپذير است. در شهرهاي فراواني، مناطق بلوچ نشين تشكيل شده است در حتي در گرگان - رشت و مشهد، چه رسد به شهرهايي مانند بيرجند، كرمان و غيره. ۴- ممكن است سوال شود: اهل سنت هميشه حاكمان مسلمان را «ولي الامر» دانسته و اطاعت از آنان را واجب ميدانستند، چگونه بر عليه سياستهاي دولت مقابله كردند؟ جواب كاملا روشن است زيرا سنيها به مرور زمان از سني به وهابي تبديل شدند و وهابيها اطاعت از حاكم شيعه را حرام، كشتن شيعه را واجب و استتفاده از هر ابزاري براي مقابله با شيعيان را مباح و باعث ثواب ميدانند. ناگفته نماند در اين زمينه حدودا ۶۰ فتوا از علماي وهابي در كتاب مجموع فتاوي دارللجنه علماي مكه و مدينه در مورد مشرك بودن شيعه و لزوم قتل شيعيان صادر شده است. نكته ديگري نيز ميتواند مسئله را تبيين كند. تا سال ۱۳۸۲ عمده حملات عليه شيعيان در سيستان و بلوچستان با بمبهاي صوتي صورت گرفتند اما از ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۸ همه حملات انفجاري بودند و اين از پيامدهاي تبليغات وهابيت بين سنيها بود. از سال ۱۳۸۸ به بعد نيز حملات انتحاري شدهاند يعني وهابي به خود بمب ميبندد و به اميد رسيدن به ثواب با كشتن شيعيان خود را بين شيعيان منفجر ميكند. گفتني است در يكي از شهركهاي مشهد دو مدرسه وجود دارد. دبستان و راهنمايي دخترانه و نيز دبيرستان دخترانه. دبيرستان دخترانه ۸۰% شيعه و ۲۰% سني دارد اما دبستان و ابتدايي دخترانه ۸۰% سني و ۲۰% شيعه. راز اين اختلاف چيست؟ از زماني كه كنترل جمعيت در كشور باب شد و شيعيان كم فرزندي را پيشه خود كرده و سنيها افزايش جمعيت را شعار خود قرار دادند، فرزندان بيشتري در بين اهل سنت به دنيا آمدند و آنها هم اينك در سن تا ۱۳- ۱۴ سالگي هستند لذا همگي در مدرسه ابتدايي و راهنمايي درس ميخوانند اما سه سال بعد كه بزرگتر ميشوند به دبيرستان خواهند رفت و دبيرستان نيز تركيب ۸۰% سني خواهد يافت و شيعيان ۲۰% ابتدايي اقليتي در دبيرستان خواهند شد. همت مضاعف در اطلاع رسانی
ادامه مطلب دوشنبه 30 فروردین 1389 :: نويسنده : یاران 313
![]() رئيس جمهوري كه اختيار اسم خود را ندارد تكليفش روشن است آنقدر مهرباني ملت ايران شما را وقيح كرده كه دهانتان را باز مي كنيد و حرف از حمله هسته اي به ايران مي زنيد/حالا مردم جهان يك سوال را از كنفرانس خلع سلاح مي پرسند؟ آقاي اوباما كه نمي
دانم شما را باراك بايد بگويم يا حسين ! شمايي كه در روز سوگندتان خود را حسين
اوباما معرفي كرديد و دوستان و رسانه ها شما را باراك ! و خيلي روز نگذشت كه شما
هم عادت كرديد -و بايد عادت مي كرديد- كه ديگر باراك هستيد نه حسين ! اصلا مهم
نيست حسين باشيد يا باراك اصلا مهم نيست اوباما باشيد يا اوباشما يا حتي ماباما!
اصلا مگر فرقي ميكند كه اسم رئيس جمهور آمريكا چيست ؟ اوباما ، بوش يا كلينتون ،
ريگان هم اسم قشنگي داشت ! آقاي اوباما! يادم هست كه روزهاي اولي
كه مي خواستيد بياييد ، سخنراني هاي زيادي داشتيد ! جايي گفتيد : زندان گوانتانامو
را مي بنديد! سربازان بيچاره ي آمريكايي را از عراق بيرون مي بريد ! از افغانستان
خارج ميشويد ! گفتيد : دنبال جنگ وجنگ طلبي نيستيد و براي صلح تلاش مي كنيد ! آقاي
اوباما يادتان هست !! مهم نيست! چه شما يادتان باشد چه نباشد ما و همه مردم جهان
خوب يادمان هست ، كه دستور ادامه ي كار گوانتانامو را شما صادر كرديد ! هزاران
سرباز جديد به افغانستان و عراق را شما فرستاديد ! جهان را شما ناامن تر كرديد!
اوباش و حرمت شكنان روز عاشورا را شما آزادي خواه قلمداد و رسما در امور داخلي
ايران دخالت كرديد ! و مردم ما همه اينها را بر سر اسمتان
گذاشت ! آخر، رئيس جمهوري كه اختيار اسمش را هم ندارد تكليفش از روز اول روشن است
! ناراحت نشويد، ايرادي به شما نيست! در ايالات متحده هيچ رئيس جمهوري اختيار
نداشته و ندارد ! اما آقاي اوباما شما جسارت را از حد
گذرانديد! به قول ما ايراني ها : مردم ايران به
شما چيزي نمي گويند ! حياي گربه كجا رفت ! اينبار ناراحت شويد ! اصلا مهم نيست كه
ناراحت شويد يا نشويد ! اصلا مهم نيست كه خودتان را به كدام كوچه مي زنيد كه
ناراحت نشويد ! اصلا مهم نيست كه درباره ايران چه فكري مي كنيد كه ناراحت مي شويد
! اصلا خود شما مهم نيستيد ! كت و شلوارتان هم مهم نيست ! حرفهاي شما هم براي ما
ايراني ها مهم نيست! اما آقاي اوباما ! آنقدر مهرباني ملت
ايران شما را وقيح كرده كه دهانتان را باز مي كنيد و حرف از حمله هسته اي به ايران
مي زنيد؟؟! گنده لات رئيس جمهوران كشورتان هم – كه بوش يود- جرات اين حرف ها را
نداشت ! شما كه جاي خود داريد ! كاري ندارم كه نه توان اين كار را داريد
نه جرات آن را ! اما آنچه ما و مردم دنيا را متعجب كرده بي ادبي شماست... هرچند اين سخنراني هاي مسخره براي شما
آب ندارد ، اما براي ما نان دارد ! حالا به راحتي مي توانيم به همه دنيا بگوييم كه
خوي آمريكا، جنگ طلبي و وحشي گري است ! همان آمريكايي كه مي گفت "دست به سوي
ايران دراز كرده ام و خواهش دارم شما مشتتان را گره نكنيد!" آقاي اوباما ! ديگر كسي فريب شعارهاي
رنگارنگ و ظاهر اتو كشيده شما را نمي خورد ! ديگر كسي دست چدني شما را نمي فشارد !
ديگر هيچ ايراني علاقه مند به ايجاد رابطه با آمريكا نيست ! ديگر كسي در آتش زدن
پرچم آمريكا مردد نيست ! ديگر كسي مشتي را يراي شما باز نخواهد كرد ! راستي داستان
مشت گره كرده ايراني ها را مي دانيد ؟ هماني كه خواسته بوديد برايتان بازش كنيم ! برايتان مي گويم اگر نخوانده ايد و
نشنيده ايد ! ملت ايران پشتوانه اي دارد كه شما نه مي خواهيد دركش كنيد و نه اگر
بخواهيد ، مي توانيد ! اين مشت ها حكايت از دستي دارد ! دستي كه هم دست خدا بود و
هم در دست خدا ! دستي كه با آب و مشك و علم حكايت ها دارد! پس خسته تان نمي كنم و
مختصر بگويم ! اين مشت، مشتي است كه دندان بزرگ تر از شما را در دهانش خورد كرده
است ! شما كه هيچ... اين مشت، زياده طلبان زيادي را هم
پشيمان كرده ! از چنگيز خان تا اسكندر ! از تاتارها تا تازي ها ! از رمي ها تا
هندي ها ! آمريكا را هم كه ديگر يادتان هست... آقاي اوباما شما آبروي ملت آمريكا را
برديد ! شما آبروي جوامع بين المللي را برديد ! شما كه جايزهي صلح نبل گرفته
ايد(!!) آبروي صلح را كه هيچ ، آبروي آقاي نبل را هم برديد ! راستش را بخواهيد شما
آبروي كت و شلوار تان راهم برديد!! بافته هاي گذشتگانتان را هم پنبه كرديد ! روساي
قبلي براي اينكه مردم جهان فراموش كنند كه آمريكا و اسرائيل – كه حتي ام پي تي را
امضا نكرده اند - سلاح هسته اي دارند، و براي امنيت جهان تهديد به شمار ميروند ،
زحمات زيادي كشيدند ! و شما همه را به باد داديد ! حالا مردم جهان يك سوال را از كنفرانس
خلع سلاح مي پرسند : دولت آمريكا كه با خويي درنده در جاي
جاي جهان به جان ملت ها افتاده و از جنگ و غارت ابايي ندارد و با بي حيايي يك كشور
بزرگ را به استفاده از سلاح هسته اي تهديد مي كند، چه تضميني دارد كه فردا روز
برسر يك موضوع ديگر آنها را نيز تهديد نكند ؟ و اصلا كدام كشور و تا كي داراي
امنيت است ؟ تا كي بايد اسير خواسته هاي روز افزون دولت مردان آمريكا باشند ؟ البته آقاي اوباما ! جواب ملت ايران
ساده و روشن است!! ملتي كه شهادت دارد ، اسارت ندارد ! و
شما هم از همين وحشت داريد! مي دانم... همت مضاعف در اطلاع رسانی ادامه مطلب دوشنبه 30 فروردین 1389 :: نويسنده : یاران 313
همت مضاعف در اطلاع رسانی
ادامه مطلب به یقین هر کدام از هنگامی که طوفانی از مشکلات ریز
و درشت به سمتتان هجوم می آورد و قدرت تصمیم گیری را از ما می گیرد بارها
و بارها از خودمان میپرسیم که: چرا ؟ مگر ما چه گناهی کرده ایم؟ چرا این
همه مصیبت و بلا؟ و اگر دقت کرده باشید در این مواقع بیشتر یاد خداوند
بلند مرتبه می افتیم و چاره را از او می خواهیم!
اکنون پاسخ را از دید اسلام بررسی می کنیم بینیم واقعا چرا؟ ![]() به یقین هر کدام از هنگامی که طوفانی از مشکلات ریز و درشت به سمتتان هجوم می آورد و قدرت تصمیم گیری را از ما می گیرد بارها و بارها از خودمان میپرسیم که: چرا ؟ مگر ما چه گناهی کرده ایم؟ چرا این همه مصیبت و بلا؟ و اگر دقت کرده باشید در این مواقع بیشتر یاد خداوند بلند مرتبه می افتیم و چاره را از او می خواهیم! اکنون پاسخ را از دید اسلام بررسی می کنیم بینیم واقعا چرا؟ پاسخ: از نظر اسلام بلاها و سختی ها دارای علتها و حکمتهای مختلفی میباشند. چنانچه هیچ حادثهی کوچک یا بزرگی در عالم اتفاق نمیافتد مگر این که از روی حکمت و حساب دقیق خداوند میباشد. نظر شما را به برخی از علتها و حکمتهای وقوع بلاها جلب میکنیم: حکمت اول، آزمایش خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن علت وقوع برخی بلاها را آزمایش معرفی میکند و میفرماید: «وَ نَبْلُوکم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً»1؛ «... و شما را با بدیها و خوبیها آزمایش میکنیم...» اما اینکه چرا خداوند آزمایش میکند قطعاً برای فهمیدن خدا نیست بلکه چنانچه در روایات آمده به خاطر معلوم شدن برای بندگان خدا و برای فراهم آمدن زمینهی «انتخاب»، «رشد» و «سقوط» بندگان است تا افراد در پس این بلاها با نوع واکنشهای عقیدتی و عملی که انجام میدهند گامی به سوی سعادت یا شقاوت بردارند. چرا که آنان میتوانند با صبر نمودن و اظهار رضایت به فعل خدا و حکمیانه دانستن آن، گامی به سوی حضرت حق و ایمان بیشتر به او بردارند؛ و از طرفی میتوانند با نارضایتی و بیصبری و اعتراض به خدا و ظالمانه و بیحکمت دانستن آن به سوی شقاوت قدم بردارند. چنانچه در سورهی ملک میفرماید: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکمْ أَیُّکمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ»2 ؛ آن کسی که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل میکنید و او شکست ناپذیر و بخشنده است. حکمت دوم بلاها: عذاب و جزای اعمال بد افراد آری برخی از بلاهایی که برای جامعه یا فرد اتفاق میافتد در واقع عذاب الهی میباشد. چنانچه قرآن کریم داستان عذاب شدن اقوام گذشته مثل عاد و ثمود و لوط و ... را ذکر کرده است. اما در این باره لازم است نکاتی را ذکر کنیم: 1. قرآن کریم زمینهساز این عذاب را خود انسان معرفی میکند و میفرماید: «وَ مَا أَصَابَکم مِن مُصِیبَةٍ فَبِمَا کسَبَتْ أَیْدِیکمْ.»3 ؛ هر مصیبتی به شما رسد به خاطر اعمالی است که انجام دادهاید، بسیاری را نیز عفو میکند. در حالی که خداوند متعال بسیاری از گناهان را عفو میکند باز شخص یا جامعه مستحق عذاب الهی میشود. چنانچه در روایات پیامبر اکرم(ص) حکایت شده: «هر گاه امت من رباخوار شدند زلزله زیاد اتفاق میافتد.»4 یا از امام صادق(ع) نقل شده است: «هر گاه زنا علنی شود زلزلهها هم ظاهر میگردد.»5 2. این لطف خداست که ما را به عذاب دنیوی که هم از نظر زمان و هم کیفیت اندک است عذاب کند و ما را از عذاب آخرت که آسمان و زمین طاقتش را ندارند نجات دهد. 3. این عذابها در واقع هشدارهای خداوند است برای دست برداشتن از نافرمانی خدا و برگشت به رحمت واسعهی او. چنانچه میفرماید: «وَ لَنُذِیقَنَّهُم مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَکبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» ؛ به آنان از عذاب نزدیک (عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) میچشانیم شاید بازگردند.6 امام باقر علیه السلام می فرمایند: اگر مؤمن میدانست که خداوند در مقابل این بلاها چه اجری به او میدهد، هر آینه آرزو میکرد گوشتهای بدنش را قیچی میکردند تا او به اجر آن برسد. پس عذابها زمینههایی هستند برای سعادتمند شدن انسانها که از امام صادق(ع) در این باره حکایت شده: هر گاه خداوند برای بندهای که گناهی انجام داده اراده خیر کند، بعد از گناه او را به مشکل و بلایی مبتلا میکند تا یاد استغفار بیفتد، و هر گاه خداوند برای بندهای ارادهی شر کند وقتی او گناه میکند خداوند به او نعمتی میدهد تا استغفار را فراموش کند و به گناه خود ادامه ده.7 حکمت سوم بلاها: ترفیع درجه و اجر و ثواب انسانی که در دنیا آمده تا درجات قرب را بپیماید و اجر و ثواب تحصیل کند و آمادهی سفر آخرت شود خداوند او را به بلا و مشکلاتی مبتلا میکند تا او صبر نماید و خداوند به او درجات و پاداشهای زیاد بدهد. «وَ لَنَبْلُوَنَّکمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»8 و قطعاً [همه] شما را به چیزى از ترس و گرسنگى و کاهشى در ثروتها و جانها و محصولات، آزمایش مىکنیم؛ و به شکیبایان مژده ده. و از حضرت علی(ع) نقل شده: «هر کس از شیعیان ما که به بلایی مبتلا شود و صبر کند، برای او اجر هزار شهید است.»9 و از امام باقر(ع) حکایت شده: «اگر مؤمن میدانست که خداوند در مقابل این بلاها چه اجری به او میدهد، هر آینه آرزو میکرد گوشتهای بدنش را قیچی میکردند تا او به اجر آن برسد.»10 بدیهی است که هر چه بلا سختتر و تحملش مشکلتر باشد، اجر آن هم بیشتر خواهد بود و تحمل کردن مشکلات زندگی محدود دنیا و رسیدن به اجر ابدی آن، بسی ارزشمند است، و بعضی از درجات اخروی را فقط به کسانی میدهند که بلاهای خاصی را تحمل کرده باشند. چنانچه از امام صادق(ع) حکایت شده: «در بهشت درجهای هست که فقط با صبر کردن بر مریضیهای جسمی میتوان به آن درجه رسید.»11 حکمت چهارم بلاها: ظهور صفات خداوند، و نعمتهای الهی آری اگر چه بلاهایی مثل سیل و زلزله و حتی مشکلات و بلاهای شخصی و ... ظاهری تلخ و ناگوار دارند اما چنانچه امام حسن عسگری(ع) میفرماید: «ما من بلیة الا و لله فیه نعمة نحیط بها» هیچ بلایی نیست مگر اینکه خداوند در آن نعمتی قرارداده که آنرا احاطه کرده است.12 و از بالاترین نعمتهای خداوند بر بشر معرفت به خداوند و صفات اسماء حسنای اوست. لذا قرآن کریم میفرماید: «وَ کأَیِّن مِنْ آیَةٍ فِی السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ»؛و چه بسیار نشانهای (از خدا) در آسمانها و زمین که آنها از کنارش میگذرند و از آن رویگردانند. 13 که در روایتی ذیل همین آیه آمده که مقصود از آیات ارضی، زلزله و ... میباشد.»14 پس این حوادث در واقع زمینههایی هستند برای مشاهدهی عینی قدرت خداوند و ایمان آوردن به او و چقدر ارزشمند و معامله سودمندی میباشد بلایی که، ما را به ایمان و معرفت بالاتری برساند. و تجربه هم نشان داده که بعد از زلزلهها، افراد اعتقاد قلبی بیشتر به قدرت خدا پیدا میکنند. از حضرت علی(ع) نقل شده: «گاهی بندگانی را که صفت مهلک «کبر» و خود بزرگ بینی دارند به بلاها و بیماریهایی مبتلا میکند تا به ضعف و ذلت خود پی ببرند و این درد مهلک از وجودشان دور شود و به دنبال آن درهای رحمت و مغرفت به رویشان باز شود» حکمت پنجم: تطهیر از گناه خداوند متعال بعضی از بندگان مومن خود که در دنیا گناهان و خطاهایی انجام دادهاند بواسطه لطفی که به آنها دارد در همین دنیا با مبتلا شدن به مشکلات و گرفتاریها پاک مینماید تا مرگ آنها، اول راحتی آنها باشد. چنانچه از امام باقر(ع) حکایت شده: «هر گاه خدا بخواهد بندهای را اکرام کند در حالی که او گناهانی دارد او را مریض میکند تا پاک شود؛ اگر به واسطهی شدت گناه پاک نشد او را حاجتمند میکند، اگر باز هم پاک نشد هنگام جان دادن بر او سخت میگیرد تا پاک شود. و هر گاه خداوند اراده کرده باشد که بندهای را خوار کند در حالی که او کار خیری انجام داده است، صحت جسمانی به او میدهد، اگر جبران نشد رزق وسیع میدهد، باز اگر جبران نشد، راحت جان دادن را به او عطا می کند.»15 حکمت ششم: رغبت به آخرت خداوند متعال زندگی دنیا را به انواع مشکلات و سختیها آمیخته است تا اهل ایمان به آن راضی نشوند و همیشه خواهان حیات بیمشکل آخرت باشند. و اگر چنین بود که در دنیا هیچ بلا و مشکلی نبود، کمتر کسی نسبت به زندگی آخرت میل داشت. همانطور که در روایت قدسی آمده: «خداوند به دنیا خطاب میکند که ای دنیا بر دوستان من به انواع مشکلات سختبگیر تا اینکه آنها ملاقات من را دوست داشته باشند، و به دشمنان من آسان بگیر تا نسبت به ملاقات من بیرغبت باشند!»16 حکمت هفتم: اصلاح رذایل اخلاقی در بین علتهای بلاها به اهداف تربیتی نیز بر میخوریم: در این راستا از حضرت علی(ع) نقل شده: «گاهی بندگانی را که صفت مهلک «کبر» و خود بزرگ بینی دارند به بلاها و بیماریهایی مبتلا میکند تا به ضعف و ذلت خود پی ببرند و این درد مهلک از وجودشان دور شود و به دنبال آن درهای رحمت و مغرفت به رویشان باز شود.»17 و از طرفی بلاها به آدمی روحیهی قوی و صلابت میدهد و قدرت روحی و کمالات انسان را بالا میبرد؛ به خلاف انسانهای بیدرد که به شدت ضعیف و کم ظرفیت هستند. نتیجهگیری: با بررسی مجموع آیات و روایات مطرح شده به این نتیجه میرسیم که هر بلایی مثل زلزله و مشکلات دیگر ممکن است حکمتهای متعددی از حکمتهای مذکور را داشته باشد. یعنی ممکن است بلایی هم جنبهی امتحان هم عذاب یا موارد دیگر را داشته باشد. از طرفی ممکن است بلاها برای هر شخصی یا گروهی، حکمت متناسب با آنها را داشته باشد مثلاً برای گنهکاران عذاب یا هشدار باشد و برای اهل ایمان امتحان یا ترفیع درجه یا تطهیر یا ... باشد پس نمیتوان گفت همهی زلزلهزدگان فلان شهر اهل عذاب بودهاند یا همهی افرادی که بیمار هستند یا دچار گرفتاری هستند این عذاب الهی است. تبیان، فاطمه محمدی همت مضاعف در اطلاع رسانی
ادامه مطلب پاپ
بندكيت شانزدهم در مقابل دهها هزار تن از مردم شهر والتا، پايتخت مالت،
در جريان مراسم عشاي رباني براي مدت كوتاهي به خواب رفت. به گزارش ايسنا، پاپ بنديكت شانزدهم، رهبر كاتوليكهاي جهان، براي مدت كوتاهي به خواب رفت اما كشيش گوييدو ماريني كه در كنارش نشسته بود وي را بيدار كرد. يكي از شاهدان اين ماجرا اظهار داشت: پاپ تنها براي چندين ثانيه به خواب رفت. پاپ كه روز جمعه 83 ساله شد، پس از پرواز به مالت در روز شنبه، برنامهاي پرمشغله داشت. وي با رئيس جمهور، مقامها و مردم مالت ملاقات كرد و ممكن است بيخوابي باعث بروز اين صحنه شده باشد. به نوشته روزنامه ديلي تلگراف، پاپ از شرايط جسماني نسبتا خوبي برخوردار است و تنها به خاطر شرايط عروق قلبي خود قرص مصرف ميكند. ![]()
همت مضاعف در اطلاع رسانی
ادامه مطلب بعد از زلزله هفته گذشته در شرق ترکیه، خطر زمینلرزه در استانبول بیش از
هر زمان دیگری واقعی به نظر میرسد. آیا این شهر قدیمی در برابر زمینلرزه
شدیدی که تا 25 سال دیگر به وقوع خواهد پیوست، ایمنی دارد؟
دامنه 6.1 ریشتری زلزلهای که در ساعت 2:32 به وقت گرینویچ در روز 8 مارس / بامداد 17 اسفندماه، شرق ترکیه را لرزاند، نگرانیهایی جدی را در ترکیه برانگیخت که آیا استانبول، شهر بعدی در ترکیه خواهد بود که با یک زمین لرزه شدید مواجه شود و آیا این شهر برای چنین روزی خود را آماده کرده است یا نه. به گزارش نیچر، با توجه به دادههای مراکز زمین شناسی ایالات متحده، مرکز این زمین لرزه در 70 کیلومتری شهر الازیگ و فاصله تقریبی 625 کیلومتری شرق آنکارا، پایتخت ترکیه قرار داشت. زمین لرزه ساختمانهای بلند را واژگون، خانهها را با خاک یکسان، دست کم 100 نفر را زخمی کرد و 41 نفر را کشت. ترکیه در محل تقاطع گسلهای متعددی قرار دارد، و در مرز بین صفحه زمین شناختی آفریقا و صفحه آناتولی قرار گرفته است. بیشتر این کشور روی گسلهای شمالی و شرقی آناتولی به سمت غرب فشرده میشود. به نظر میرسد که زمین لرزه الازیگ روی گسل شرق آناتولی اتفاق افتاده باشد. به گفته یان مین، زلزله شناس در دانشگاه ادینبورگ انگلیس، احتمال اینکه زلزله اخیر، خود تحریک کننده یک لرزش دیگر در استانبول شود، کم است: «تغییر فشار در چنین فاصله زیادی خیلی کمتر از حدی است که بتوان انتظار یک تحریک چشمگیر را از آن داشت». با این وجود، شهر پهناور استانبول که تقریبا 13 میلیون نفر سکنه دارد، از سال 1766 تا کنون شاهد هیچ زلزله بزرگی نبوده است. یک سری از زمین لرزههای سهمگین در طول گسل شمالی آناتولی به سمت غرب پیش رفته است (که تازهترین مورد آن در سال 1999 در ازمیت بود) و دانشمندان را نگران این کرده که شاید دفعه بعد نوبت استانبول باشد. به عقیده تام پارسونز، یک متخصص ژئوفیزیک در برنامه خطرات زمین لرزه USGS در منلوپارک کالیفرنیا، یک احتمال 30 تا 60 درصدی از وقوع یک زلزله با شدت 7 ریشتر یا بیشتر در نزدیکی استانبول در 25 سال آینده وجود دارد. توبیاس هرگرت از دانشگاه کارلسروهه در آلمان، و اولیور هایدباخ از مرکز تحقیقات علوم زمین جیافزد آلمان در پوتسدام، در ابتدای سال جاری نتایج تحقیقی را منتشر کردند که بیان میدارد نیرویی که در گسل شمالی آناتولی ذخیره شده، به جای اینکه با یک زمین لرزه شدید در کل گسل تخلیه شود، شاید در جریان چندین زمین لرزه نسبتا کوچک آزاد شود. ولی آنها این را نیز افزودند که استانبول هنوز در معرض خطر یک زمین لرزه 7 ریشتری و یا حتی بیشتر قرار دارد، بسته به این که کدام بخش از گسل دچار گسیختگی شود. کار بزرگ زمین لرزه سال 1999 ازمیت، یادآوری نه چندان ملایمی برای مسئولین استانبول بود که نیاز به آماده کردن شهر خود را برای چنین روزی دریابند. تا پیش از آن کار چندانی برای کاهش تاثیرات یک لرزش احتمالی انجام نشده بود. از آن زمان تا کنون، شهرداری شهر استانبول یک برنامه جامع آمادگی برای زلزله برای شهر ترتیب داده است، که به نام ISMEP شناخته میشود (پروژه کاهش خطر زمین لرزه و آمادگی برای حالت اضطراری استانبول). اهداف اصلی این پروژه افزایش آمادگی برای شرایط اضطراری، کاهش خطر برای تاسیسات عمومی موجود و ارتقای مقررات ساختمان هستند. به گفته پارسونز، تنها ده سال بعد از زمین لرزه ازمیت، استانبول اکنون بهتر آماده شده و جمعیت آگاهتری به نسبت خیلی از شهرهای دیگر در جهان دارد. برای مثال، ترمینال جدید در فرودگاه بین المللی سابینا گوچن برای تحمل زمین لرزههایی با شدت تا 8 ریشتر طراحی شده و به گفته سازندگانش بزرگترین ساختمان ضد زلزله در جهان خواهد بود. جمعیت محلی از طریق روزهای خاص آگاهی برای زلزله آموزش دیدهاند، آموزشهایی که شامل استفاده از ماشینهای شبیهساز زلزله و دریلهای اضطراری برای کودکان مدرسهای میشود. مصطفی اردیک، مدیر رصدخانه کاندیلی، میگوید که از سال 1999، عمل به آییننامههای زلزله خیلی بهتر شده است و «یک تلاش قابل ملاحظه برای تقویت مدارس و بیمارستانها در برابر زلزله» در آنجا دیده میشود. ولی به رغم این گامهای مثبت، شهر هر روز در برابر خسارات زمین لرزه آسیب پذیرتر میشود، و حجم عظیم کار پیش روی مقامات مسئول بیش از توان آنها است. به گفته مقالهای که در ژورنال Natural Hazards منتشر شده است، جمعیت بیش از اندازه استانبول، برنامههای نادرست ساختمانی و شهرسازی، زیرساختها و خدمات نامناسب، و مشکلات زیست محیطی همگی بر شدت معضلات میافزایند. در عین حال، آخرین زمین لرزه رخ داده در ترکیه، ناتوانی این کشور را در ساخت خانههای محکم در مناطق روستایی آشکار ساخت. به رغم این که بعد از زمین لرزههای هاییتی و شیلی باز هم توجه همگانی به زمین لرزه در استانبول جلب شد، تاثیرات گسست در گسل شرقی آناتولی نشان داده که بقیه این کشور چقدر در برابر آسیبهای زلزله بیدفاع است. پولات گولکان از دانشگاه صنعتی خاور میانه در آنکارا، که در روز 24 فوریه در یک شهادت پارلمانی در آنکارا، در مورد خطرات زلزله در دیگر مناطق ترکیه هشدار داده بود میگوید: «با توجه رسانهای و تمرکز علمی که اکنون روی استانبول است، به نظر همه اینگونه میرسد که در همه جای دیگر اوضاع کاملا آرام است. در حالی که در این کشور، خطر زمین لرزه در هر لحظه و در هر گوشهای در کمین است». مرجع : خبر
همت مضاعف در اطلاع رسانی ادامه مطلب اتفاقي
عجيب در ليگ برتر فوتبال کشور مديرعامل يک تيم فوتبال ليگ برتري تلاش دارد
با جادو و جمبل، مانع از سقوط تيمش به دسته پائينتر شود. آتينيوز، اگر چه در آئيننامه جديد کميته انضباطي فدراسيون فوتبال استفاده از موضوعاتي که مصداق جادو و سحر داشته باشد، نکوهش شده و براي استفاده کنندگان از آن تنبيههايي هم در نظر گرفته شده است اما يکي از تيمهاي ليگ برتري که در آستانه سقوط به دسته اول قرار دارد از مدتها قبل به رمل و اسطرلاب متوسل شده است. مدير عامل اين باشگاه که سال گذشته پروندهاي هم در مورد دعانويسي و سحر و جادو داشت به سرمربي تيم توصيه ميکرد که سه ترکيب مختلف براي تيم نوشته و اين ترکيبها را به او بدهد و در نهايت تيم با ترکيبي که مديرعامل با جادو تعيين ميکند به ميدان برود. به گفته برخي بازيکنان اين تيم، مدير عامل از مسايل فني فوتبال آگاهي چنداني ندارد. گفته ميشود در برخي از بازيهاي مهم، در رختکن اين تيم ليگ برتري حتي موي دست بازيکنان را براي رسيدن به پيروزي چيده و داخل ظرفي ميريختند تا با سوزاندن موي دست بازيکنان، تيم فوق بازنده از ميدان خارج نشود. سرمربي قبلي اين تيم فوتبال هم در نهايت اين رفتارها را تحمل نکرد و از اين باشگاه جدا شد. همت مضاعف در اطلاع رسانی
ادامه مطلب
در
طی چند روز گذشته برخی از علمای تهران نسبت به وقوع زلزله درتهران هشدار
دادند و مردم را به استغفار و توبه از گناهان برای جلوگیری از وقوع بلا
ارشاد کردند .
همت مضاعف در اطلاع رسانی
ادامه مطلب
![]() فعالیت آشکار شبکه PMC در داخل کشور بنابر برخی مشاهدات، تصویربرداران یکی از شبکههای ماهوارهای که عمدتا
به پخش ترانههای غیر مجاز برای ایرانیان داخل کشور مینماید به طور
گستردهای در سطح شهرهای بزرگ کشور در حال فعالیت هستند و در برخی محلهای
عمومی از جمله کافیشاپها، خیابانها، پلهای عابر پیاده و اماکن تفریحی
مانند دربند، درکه، توچال و لویزان اقدام به مصاحبه با جوانان ابرانی
درباره این شبکه و ویژگیهای آن مینمایند. به گزارش خبرآنلاین، این اقدام شبکه PMC که عمدتا به منظور جذب مخاطبان جوان صورت میگیرد در ایام تعطیلات نوروز شدت بیشتری به خود گرفته بود و اینک کم و بیش ادامه دارد. همچنین برخی کلیپهایی که از این تلویزیون پخش میشود در تهران تصویربرداری شدهاند. به نظر میرسد مسوولان فرهنگی کشور باید در خصوص اینکه آیا فعالیت این شبکه در داخل کشور با مجوز قانونی انجام میشود یا خیر پاسخگو باشند. همت مضاعف در اطلاع رسانی ادامه مطلب یک کارشناس امنیت ملی آمریکا و معاون وزارت خارجه در دوره پرزیدنت رونالد
ریگان ( 1987) مدعی شد با وجود واکنش شدید حکومت ایران به هر گونه حمله
نظامی ، ایالات متحده باید برای ممانعت از دست یابی ایران به سلاح اتمی به
این کشور حمله کند.
به گزارش عصر ایران "فرانک گافنی" موسس و رییس مرکز سیاست امنیتی در آمریکا در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی "نیوز مکس" آمریکا با اشاره به این موضوع افزود:"حمله نظامی ایالات متحده به تاسیسات هسته ای ایران طبیعتا با واکنش شدید تهران روبرو خواهد شد اما ریسک خطرات این واکنش کمتر از دست یابی این کشور به سلاح هسته ای است ، چرا که دست یابی ایران به بمب اتمی شرایط بسیار خطر ناکی برای آزادی فراهم می کند! وی با ادعای اینکه از نظر او در ماه های آینده هر آن احتمال دست یابی ایران به سلاح هسته ای وجود دارد ضمن ناکارآمد خواندن تحریم های احتمالی علیه تهران گفت تا زمانی که دولت هایی چون چین به طور کامل در تحریم ها همکاری نکنند ، امیدی به کارآیی تحریم ها وجود نخواهد داشت . وی در زمینه دلایل عدم همکاری چین با تحریم های ایران گفت : " چینی ها به ایران به عنوان یک شریک و مشتری خوب نگاه می کنند . ایران یکی از منابع عمده تامین انرژی چین است و پکن بنا به دلایل ژئوپلتیک و سیاسی از تهران حمایت می کند . گافنی با رد کارآیی سیاست"مهار ایران اتمی" و این ایده که با مهار می توان حتی با ایران اتمی کنار آمد، گفت : " به نظر من سیاست مهار ایران با استفاده از الگوی مورد استفاده ما در مهار شوروی بنا به دو دلیل مشخص جواب نخواهد داد: نخست اینکه من فکر نمی کنم سیاست مهار ( Containment ) دلیل اصلی موفقیت ما در برابر شوروی کمونیستی بود ، بلکه دلیل اصلی فروپاشی شوروی سیاست های موفق پرزیدنت ریگان در " عقب راندن " اتحاد جماهیر شوروی از حوزه های نفوذش بود. دوم اینکه حکومت ایران یک حکومت ایدئولوژیک است که باورهای خاص خود را دارد . آنها با توجه به باورهایشان اهل محاسبات نیستند و بنا به باوری که آنها دارند باید زمینه ظهور امام دوازدهم خود را فراهم کنند. بنابراین از نظر من این بسیار ابلهانه خواهد بود که فکر کنیم با سیاست بازدارندگی می توانیم ایران اتمی را مهار کنیم. گافین افزود:" اگر کسی در آمریکا بر این باور است که با روحانیون حاکم بر ایران که به دنبال ظهور امام دوازدهم هستند می توانند با زبان مهار سخن بگویند باید بگویم که این تصور اشتباه بوده و نوعی خود فریبی است. " همت مضاعف در اطلاع رسانی
ادامه مطلب |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||